هفته گذشته گفتگویی از حجت‌الاسلام یونسی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی در روزنامه جام جم منتشر شد. وی در بخش‌های آغازین گفتگو هنگام برشمردن اقوام ایرانی، لرها را فاقد مناسبات قومی دانسته و اظهار می‌دارند: «نکته مهم اینجاست که اکنون در میان بخش وسیعی از اقوام، مناسبات قومی وجود ندارد، مثل لرها که این مناسبات در میان‌شان مطرح نیست».

در عبارت بعدی آقای یونسی در برابر پرسش خبرنگار به تحلیل «مناسبات قومی» پرداخته و عنوان می‌کند: «منظورم این است که مثلا در میان ترک‌های امروز، دیگر طایفه و سرطایفه و اینها معنا ندارد. این در حالی است که در خوزستان هنوز شیوخ عرب در رفع اختلافات اثرگذار هستند، مانند بلوچ‌ها که اشاره کردید، اما گیلکی‌ها یا آذری‌ها مناسبات جدید را پذیرفته‌اند که لازمه شهرنشینی است. اینها از مناسبات قدیمی اقوام فاصله گرفته‌اند».

در مورد سخنان جناب یونسی نکات قابل تأمل فراوانی وجود دارد از جمله:

۱- در نقل قول دوم، آقای یونسی «مناسبات قومی» را با عباراتی چون «طایفه»،«سرطایفه» و اثرگذاری و نفوذ «شیوخ عرب در رفع اختلافات» شرح داده و تُرک‌ها و گیلک‌ها را دارای «مناسبات جدید لازمه‌ی شهرنشینی» می‌داند. این در حالی است که بخش قابل توجهی از لرها دارای ساختارهایی چون «طایفه» و امثالهم بوده و همچنان بخش اعظم امور سیاسی، اجتماعی، قضائی و ... را از طریق «کدخدامنشی» و «ریش سفیدی» حل و فصل می‌نمایند. در عین حال بسیاری از لرها نیز «مناسبات جدید لازمه‌ی شهرنشینی» را پذیرفته‌اند و در شهرهایی با هویت لری ساکن شده‌اند، لذا از این جهت لرها با سایر اقوام ایرانی چون کرد، ترک، بلوچ، عرب و ... مشترک‌اند. بنابراین به نظر می‌رسد مراد آقای یونسی از«مناسبات قومی» لرها چیزی دیگری باشد!

۲- اگرچه حقیر بر این اعتقادم که تمامی اقوام ایرانی اعم از کرد، ترک، بلوچ، عرب و ... همیشه نگاه‌بانان کیان و تمامیت ارضی ایران و اسلام بوده و خواهند بود و ساحت این اقوام از اقلیت‌ها و گروهک‌های تروریستی و معاند مبراست. اما وجه تمایز لرها با دیگر اقوام نداشتن سابقه‌ی تأسیس چنین گروهک‌هایی است، که اتفاقاً بخش قریب به اتفاق لرها نیز به چنین سابقه‌ای افتخار کرده و همیشه خود را سربازان ایران، اسلام و ولایت می‌دانند. اما نکته‌ی تأسف آور و آزار دهنده این است که به جای اینکه خوش‌نامی و حُسن سابقه‌ی لرها امتیازی برای آنها باشد، در حال تبدیل شده به ابزاری برای نادیده گرفتن آنها در مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران است.

۳- از آقای یونسی که - خود لرتبار و اهل نهاوند می‌باشند - و مسئولیت بزرگی را نیز پذیرفته‌اند، انتظار مُداقه‌ی بیشتری می‌رود، چرا که از فحوای کلام ایشان اینگونه به نظر می‌رسد که لرها به دلیل فقدان «مناسبات قومی» مورد نظر ایشان، دارای حق تأسیس حزب، آموزش زبان مادری و امثالهم نیستند؛ این سخنان در حالی‌ بیان می‌شود که لرها به لحاظ جمعیتی دومین گروه قومی ایران بعد از ترک‌‌ها به شمار می‌روند، و ضمن اعلام آمادگی برای پاسداری و جانفشانی در راه اسلام، ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی، هیچگاه از حقوق و مطالبات‌ بر حقشان در این خصوص کوتاه نخواهند آمد.

۴- از این مصاحبه هویداست که اطلاعات آقای یونسی از قومیت‌های چندان دقیق و مبتنی بر واقعیات نیست، رئیس‌جمهور محترم و آقای یونسی توجه داشته باشند که اگر قرار است اقدامی در حوزه‌ی اقوام صورت پذیرد، ضروری است که در این راستا علاوه بر نظرخواهی از شهروندان و نخبگان، پژوهش و مطالعات بیشتری در مراکز دانشگاهی و پژوهشی ذی صلاح صورت پذیرد.

۵- باید یادآوری نمود که لرها در قرون اخیر بارها نگرش سیاسی-قومیتی خود را به نمایش گذاشته‌اند، تحولات عصر مشروطه، قیام علیمردان خان بختیاری، حضور فعال در انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس، رأی بالا به دکتر محسن رضایی در انتخابات خرداد ۹۲ و ... نمونه‌هایی از رفتارهای سیاسی مردم لر می‌باشد، که به نوعی پتانسیل تأسیس احزاب سیاسی در بین این مردم را بیان می‌دارد. انتخابات اخیر نشان داد که بخش عظیمی از انرژی سیاسی لرها از این به بعد خرج مطالبات قومی-منطقه‌ای آنها خواهد شد، مطالباتی که برنامه‌های آقای محسن رضایی بیشترین همسویی با آنها را داشت.

۶- مردم و فعالین لر بایستی به این نکته توجه داشته باشند که بخش‌ اعظم مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مناطق لرنشین معلول نادیده گرفتن این مردم در عرصه‌های گوناگون است؛ مشکلاتی از قبیل: رتبه‌‌های اول بیکاری، خودکشی، اعتیاد ، فقر مضاعف اقتصادی با وجود منابع عظیم آبی و نفتی، مشکلات زیست‌محیطی، مشکلاتی از قبیل طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های دز و کارون، سدسازی‌های بی‌مطالعه و زیر آب بردن میراث فرهنگی و ...

۷- باید توجه داشت بخش‌هایی از نادیده انگاری مردم لر نیز، حاصل رفتار نخبگان قوم می‌باشد، بخش عمده‌ی فعالین ما با برائت‌جویی از لریت، خود را با نام گویش، ایل، طایفه، شهر و استان خود عرضه می‌دارند، معضلی است که بارها نتایج شوم آن هشدار داده شده است. نتایجی که یکی از آنها به رسمیت نشناختن لر در معادلات سیاسی-قومی ایران است. متاسفانه بخش بزرگی از فعالین و نخبگان لر، با غفلت کامل از مشکلات منطقه‌ای لرها، تمام توان و انرژی‌شان را مصروف برنامه‌های دیگری می‌نمایند! مسائلی چون عضویت و رهبری در گروه‌های سیاسی که هیچگاه تبار و قومیت آنها را ندیده و نخواهند دید، ناسیونالیسم منفی و باستان‌گرایی افراطی و تهوع‌آور و ... ای کاش این دوستان اندکی و فقط اندکی عِرق سرزمینی و قومی داشتند چرا که حب الوطن من الایمان.

۸- ای کاش در این ایام دوستان و فعالین لری که بی‌محابا خود را به امواج دریای بنفش دولت تدبیر و امید سپردند، درباره اظهارات آقای یونسی توضیح بخواهند نه یک لا قبایی مانند حقیر!

۹- و نکته‌ی آخر اینکه وعده‌های دولت تدبیر و امید در ارتباط با اقوام، تحولات اخیر منطقه‌ای و ... حکم می‌کند تا لرها نیز در چنین برهه‌‌‌ی حساسی، نسبت به ثبت و جمع‌آوری زبان و ادبیات، تاریخ، فرهنگ، و مطالبات خود اقدام عاجل به عمل آوردند تا در صورت تحقق وعده‌های دولت یازدهم در خصوص قومیت‌‌های کشور، این بار نیز نادیده انگاشته نشوند.

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات/۱۳) 

مهدی ویس‌کرمی / عضو شورای سردبیری نشریه اینترنتی مردم لر (لور)

منبع: سایت لور