X
تبلیغات
ایل بختیاری

ایل بختیاری
 
قالب وبلاگ
وجه تسميّه ي بختياري


واژه ي بختياري از دو جزء «بخت» و «ياري» تشكيل شده است، در مورد علت نامگذاري آن نظرات گوناگوني ارائه شده است.سردار اسعد بختياري، بختياريها را منسوب به عزالدّوله بختيار مي داند و مي گويد:«ايل بختياري جليل، نسب شان به ملوك بويه كه ساساني الاصلند مي رسد و سرسلسله ي ايشان بختيار عزالدوله است زيرا كه قبل از عزالدوله بختيار، نامي در كتب نيست ممكن است در قدرت و سلطنت آل بويه جماعتي از كسـان ايشــان درايران پراكنده شدند.»(سردار اسعد ، 1383 : 7)اصلان غفاري مؤلف كتاب داستان «اسكندر و دارا» و مرحوم پژمان بختياري واژه ي بختياري را مشتق از كلمه باختر تاريخي مي دانند كه در كتب تاريخي از جمله «تاريخ باستان» تأليف حسن پيرنيا آمده است، پژمان در اين خصوص معتقد است:
«بختياريها از قديم ترين دوره هاي تاريخي و شايد پيش از آن همواره ساكن باختر بوده اند و نام خود را از آن مكان گرفته اند و چنانكه مي دانيم باختر در اصل به معني مغرب است و اينان هم در مغرب بوده اند نه در شرق . . . باختر يعني سرزمين بختياريان امروزي جايي بوده است بين عراق عرب، همدان و فارس و اين همان منطقه ايست كه اكنون جايگاه ايلهاي بختياري است و نام آن طايفة باختر بوده كه با پس و پيش شدن حروف مبدل به بختيار گشته و در ادوار اسلامي با افزايش ياء نسبت بختياري گرديده است.»( پژمان بختیاری ،1344 ،148 تا 151 )
اوژن بختياري نيز عقيده دارد:«چون اسكندر بمرد و كشور ايران بين سلوكيه ها به طور ملوك الطوايفي تقسيم گرديد و هر دسته اي از لشكر اسكندر به طرفي پراكنده شدند از جمله يك عده از يونانيها در جبال و صحاري فعلي بختياري كه معقلي محكم داشت سكونت اختيار نمودند و چون ايرانيان به آنها مي گفتند كه شما در فتح ايران هنري نكرديد و بخت شما با شما ياري كرده است به اسم بختياري معروف شده اند و رفته رفته اين اسم براي آنها علم شد.»( اوژن بختیاری ،1345 )سـردار ظفـر در يادداشتهـاي خود از قول جمعي و به عقيده خـود درباره ي وجه تسميّه ي بختياري چنين مي نويسد.«طايفه بختياروند كه حاليه آن را بهداروند مي گويند و يكي از شعب هفت لنگ است كه مردمان دلير بودند و اكنون به همان دلاوري باقي هستند شايد وقتي رشادت فوق العاده از آنها بروز كرد اين ايل بزرگ را به اسم آنها ناميده اند و جز اين ديگر سببي نمي توان حدس زد.»(سردار ظفر ، 1361 :4 )
به نظـر مي رسد جايـگاه مهم طايفه ي بختيـاروند كه از جبل السماق وارد سرزمين لر بزرگ شدند، در عرصه هاي سياسي و نظامي و نفوذ آنها بر طوايف و مناطق همجوار به تدريج سبب گرديد تا نام اين طايفه به همه ي طوايف ساكن در مناطق همجوار نيز اطلاق گردد كه با آنها مشتركات فرهنگي و زباني و نژادي داشتند و جز بر كل اطلاق گرديد و بختياري نام عمومي همه ي طوايف گرديد.برخي نيز مي گويند شاه اسماعيل صفوي در يكي از جنگها سخت مورد حمله ي دشمنان قرار گرفت و نزديك بود شكست بخورد. ناگهان جمعي از سواران بختياري به كمك او شتافتند و دليرانه با دشمن جنگيدند و دشمن مجبور به عزيمت شد. پادشاه از اين پيشامد خوشحال گرديد و گفت: امروز بخت يار من شد. نقل مي كنند از آن روز به بعد ايل بختياري بدين اسم معروف گرديد.(سردار اسعد ، 1383 : 386)
بر اساس روايات متداول بين مردم، بختياريها فرزند شخصي به نام بختيار يا بختك مي باشند و بدين جهت است كه به آنان بختياري مي گويند.به نظر مي رسد كه نظر اول انتساب به بختياريها به عزالدوله بختيار و تعميم نام طايفه ي بختياروند به كل طوايف موسوم به بختياري مقرون به صواب و قابل قبول است.

[ 92/02/01 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

 

[ 91/12/30 ] [ ] [ بهدادخسروی ]


کَوگِ تـــــاراز مَیَــر چی مُـو دِلِس پُـرخینِه


کُر بِپُرسین که چِسِه سیچه خَراشِه رینِه

شَک نَدارُم که گُلی سُهر دِلِس خین کِردِه


داغ دارِه بــه دِلـِس , داغِ دِلِس سِنگـینِــه

نَنـیِـرین حــال مُنِه سیـچه چینُو خینِه دِلُـم


بِنـیِـرین مَحض خُـــــــدا او لَـوِ خینــالیـنِـه

پـات ِ ری خـاک نَنِه گُـرت نِشینِه به قِریت


خوای کُجـه ری بگو تـــا فَرش کُنُم قالینِه

اَر نیـبـوهِـه کَـم از او نـاز و اَداتون بِگوهین


سی دِلِ کینِـه کـه هِی پیت اِدین او مینِه

دوش دیمِس که گُذشت از وَرُم وسِیل نَکِرد


فَنـدِسِه خـواه کـه بگـو یعنــی مُنِه نیبینِه

مِنِه کیــچـه مُــو زِ آخــــونــدِ مَحَل پُرسیـدُم


تــون خُــدا سِیـــل بِکُـــن هُو مَلِکه یـا زینِه

زَنگَــلِ شَهــر سیچــه پـاک گُپاسون سُهرِه


مَــر اَنـــار خَــردِنِــه دَستــان به گُپـا مالینِه

ریسِه کَـج کِــرد و گُــد ایمـانِتِه بر باد نَـدِه


کِرِه تـی هِـی اِنی یَشتـی بـه گُلِ بـاویـنِـه

هَفـت پُشـتِ مُو به اَودال ایـرَسِه جَر نَکُنین


مِنِه شَهـرویـی نَپُـرسیـن کُره شَهرو کیـنِه

گُـوگِــری اَر نِبـوهِه پـاک کُنِــه دُشمَـنِ یَک


عـالی و صــادقــی و شیخــی و ابــدالینه


موضوعات مرتبط: اشعار بيادماندني
ادامه مطلب
[ 91/12/19 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
هــرکــه دل ایبَرِه از مـا سیچه سُهره گُل ِ ریس


تُـن خـدا سِیـل کُنیـن , دلـبـری و عِشوه گِـریس

اَر بِخـواه  زِم  کـــه  بخـور  زَهر ِ هلاهل  ایخُورُم


چی عسل مُهنه سی مُو قهوه ی تُحل ِقَجَریس

مُـو  وفـــــــادار ِ تُـنُـم  ,  حـرف ِ دِلُــم  بــاور کُـن


یَخُمِه دستِت اِدُم خوای بِکِشیس ,خوای بِدِریس

مَــردُم  اَحتَـو  ایـگِـرِن  زِم  کــه دِلِت وَختی ایبُرد


کُـر چِقَـد لیشی , نِشِستی , نَتـرِستی بِگِـریس

آخریـن حرف ِ خدابَس کــه به لَو داشت , یو بیـد


عَبدِ مَمَد , تَـک ِ مِن عشق  , وا  عِشق ِ لَلَریس

کُـر  وُریستیـن  کــه گُـلُـم  دارِه  اِیــاهه  وازیــــر


رَهسِه  جــارو  بِزِنین  ,  گَرت  نَشینه بـه قِریس

پــازِن و کَــل  همــه  از  بی علفی مُـــردِن پـاک


تــا  عَلَـف هِـد بــه علفچَـر کــــه نَـوایَـد بِچِـریس

دی نی وُرگَــرد ِ از  او  رَه  کـــه پُـر از چاله هِدِه


خَـر ِ  وا  تیگِسِه بوسیـد , وا  ای هوش ِ خَریس

ای خُدا " هــر کـه گُلُم دی , چو شَهرو  زی بَعد


نیـکُنِـه سِیـل بــه رضــوان تــو  و  حـور و  پَـریس

***

شعر از
شادان شهرو بختیاری


موضوعات مرتبط: اشعار بيادماندني
[ 91/12/19 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
بشکَنه پـام  اَیَـــر بی تــو  بِنُـم پـا  بــه بهشت


وا بِمیــرُم سَـرُم  اَر  بی تــو  بِنُـم سَر بـالِشت


سی دلِ  صـــورت اسـپیـد و تـیـا کـــــال ِ تُـنِـه


طِی تَشِ عشــق مـو اَر ریس سیاهه اَنگِشت


نـیــره یـــــاد ِ تــــو  ز ِ ویــــرُم کــه خدا روز ازل


خاک مون وا اَوِه عِشق ِتو هِویـر کِرد و شِرشت


خــالَــکِ نُفتِـت و بُـرگ ِ خَلِت و  کِـلمِـن ِ میت


فُرصت ِ عشوه فروهـدِن سی دُوَرگَل نَهلِشت


فیــــل از لشکــر مــوریــــز نــــداره تـی تَــرس


ایـگُـــروسِـــه ز ِ وَر ِ دال هــــزارتـــــا بِنـگِـشت


اَورِنِــه  هَـــرچِـــه بِمُــژنــی بــه مِنِس نید اَوی


حُشک وابیــدِه قنـاتــا  و  اَوی نی سَر ِ کِشت


مـــا اَیَـــــر غـــرق ِ گُنـــاهیم و خــدا لَـج کِرده


سی دِلِ لاله ی وَحشی سیچِه نیبـاره بِشت


بَـعـد ِ "شَهرو" بـــه غـــزل لَـو نَکُنِـه واز کـسی


مَر گُلی مَنـدِه کـــه پـاسِـه بِـکَنِـن وا پـازِشـت


شعر از
شادان شهرو بختیاری


موضوعات مرتبط: اشعار بيادماندني
ادامه مطلب
[ 91/12/19 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
دوستان عزیز سلام


پیشنهاد من به شما بازدید از شبکه اجتماعی بختیاری هاست


به امید دیدارتان



http://bakhtyariha.ir

[ 91/12/06 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
ایبنانیوز / سرویس فرهنگ و هنر / فرشید خدادادیان*
طی روزهای گذشته از طریق دوستان متوجه شدم آقای خسرو معتضد کارشناس-مجری پر کار تلویزیون در مورد بختیاری ها مطالب نادرستی را بیان کرده اند! در پیامک ها و ایمیل هایی که دریافت کردم خواسته شده بود "اعتراض خود را به سخنان آقای معتضد که در یک برنامه تلیوزیونی گفته است بختیاری ها چندین قرن است وارد ایران شده اند و ایرانی نیستند، به فلان شماره سامانه الکترونیک صداوسیما اعلام نمائید". 

خیلی از افراد نیز در تماس های تلفنی و حضوری، به لزوم عزمی جدی برای دادن پاسخی به این مطالب نادرست تاکید کرده اند. 

من برنامه مورد اشاره دوستان را ندیده ام. به همین دلیل اینترنت را بدنبال دیدن لینک برنامه موردنظر جستجو کردم اما چیزی نیافتم. در عوض با سرچ کردن نام این مجری-کارشناس تلویزیون، دریافتم که ایشان پیش از این نیز بختیاری ها و لرها را مورد تفقد خود قرار داده اند! 

پرده اول: آبان ۱۳۸۶ 

از نقد "رضا جایدری" در سایت سیمره دریافتم که آقای معتضد پیش از این در روز یکشنبه،۳۰ آبان ۱۳۸۶، در شبکه‌ی دوم سیما و در برنامه ‌"پلی به گذشته" گفته است: «لرها در گذشته از ماشین‌هایی که قصد عبور از خاکشان را داشته‌اند حق علف‌چر می‌گرفته‌اند و به حکام، مالیات نمی‌داده‌اند! جالب این که از هر ماشین به صرف این که چهار چرخ دارد، چهار برابر مالیات می‌ستانیده‌اند!». بعد هم ادامه می‌دهد: «امیراحمدی در کتاب خاطراتش همه‌ی این چیزها را گفته و آورده که چون سران قبایل و طوایف لرستان از ماشین‌ها باج می گرفتند، لذا نظامیان به بهانه‌ای ۱۴ نفر از سران آن‌ها را اعدام می‌کنند.»
 
بنا به نقد منتشر شده، این اظهارنظر توام با استهزاء در حالی است که جاده‌ی سراسری لرستان به خوزستان در آبان ۱۳۰۷ افتتاح شده و واقعه‌ی اعدام سران عشایر لرستان در شهریور ۱۳۰۴ یعنی چهار سال قبل و آن‌هم در بروجرد و نه در خرم‌آباد به وقوع پیوسته است! نقد رضا جایدری بر گفته های معتضد را می توان در آرشیو سایت سیمره دید. 

پرده دوم: بهمن ۱۳۸۸

همچنین يکشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۸ "کاظم آقایی" در ایبنانیوز نوشته است: "چند وقت پیش متوجه شدم شبکه دو تلویزیون در حال پخش برنامه ای تاریخی است که مجری آن خسرو معتضد درباره حسینقلی خان ایلخانی بختیاری صحبت کرد و اشاره کرد که "حسینقلی خان ایلخانی مالی نبود که بخواهیم درباره او صحبت کنیم و..."

کاظم آقایی چنین ادامه می دهد که: "لحن گفتار او و طرز صحبت کردن او درباره این شخصیت آن چنان مرا متاثر و از طرفی عصبانی نمود که دیگر قدرت دیدن ادامه برنامه را نداشتم و از یک سو به مظلومیت بختیاری ها و کمرنگ نشان دادن نقش آنها در صحنه های تاریخی ادوار مختلف این کشور بزرگ تاسف می خورم و از طرفی به خاطر لحن و طرز برخورد و نگاه مورخ که باید احترام و حرمت افراد را هر چه بوده باشند و از جمله اصل امانت داری در بیان تحولات تاریخی را داشته باشد عصبانی و ناراحت شدم". ادامه نقد کاظم آقایی نیز در آرشیو آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز) قابل خوانش است.

نمونه ی جدید 

موارد فوق تنها نمونه های اظهارنظرهای جنجالی این کارشناس-مجری تلویزیون نیست. گویا از این دست مطالب به کرات بیان شده است و برای اطلاع از آنها کافی است عبارت "توهین معتضد به بختیاری ها" را در موتورهای جستجوگر اینترنتی سرچ نماییم! 

در جدیدترین نمونه و در هفته گذشته نیز نقل قولی به آقای معتضد منتسب شده که گفته اند: "قوم بختیاری، قومی است که طی چند قرن گذشته وارد ایران شده و ریشه آنچنانی ندارد!" 

هرچند از صداوسیما که در برنامه های مختلف خود همواره اقوام مختلف ایران و از جمله بختیاری ها را مورد توهین خود قرار داده است انتخاب چنین افرادی بعنوان کارشناس-مجری امر بعیدی نیست، اما اظهارنظرهای نامعقول و غیر علمی آقای معتضد در مورد بختیاری ها انسان را کنجکاو می نماید که بپرسد مشکل واقعی جناب معتضد با بختیاری ها چیست؟ زیرا چنین اصراری بر اشتباهات مغرضانه تاریخی جز از منظر مشکلات شخصی گوینده با سوژه قابل توجیه نیست! موضوعی که جز با اطلاع دقیق از ذهنیات نامبرده و یا احتمالاً خاطرات ناخوشایند دوران کودکی، نوجوانی یا طول زندگی که ایشان ممکن است از این قوم داشته باشد میسر نیست. که حتی در چنین حالتی نیز تعمیم دادن یک موضوع شخصی به کل قوم بختیاری از دایره انصاف خارج است. 

قاعدتاً برای پاسخ به اظهار نظر مامعقول فوق باید به منابع و نشانه های تاریخی و البته باستانی اشاره نماییم. اما مآخد تحقیقی نیز در این رابطه می توانند به کارشناس مجری محترم در اصلاح نظریات اشتباه خود کمک نمایند.خصوصاً اینکه از شواهد بر می آید که تراکم برنامه های تولیدی وقت زیادی برای مطالعه منابع اصلی و متون تاریخی باقی نمی گذارد! 

دو نمونه از این مآخذ متعدد را به نشانی پستی شبکه دوم صدا و سیما، برنامه پلی به گذشته و با نام گیرنده آقای خسرو معتضد پست کرده ام و امیدوارم به دست ایشان برسد. 

این دو ماخذ که اتفاقاً حجم زیادی هم ندارند و ایشان می توانند حتی در سرویس رفت و آمد خود به جام جم نیز مطالعه کنند، عبارتند از کتاب های: "ما ایرانی هستیم" تالیف سیروس کریمی بختیاری / چاپ دوم ۱۳۸۷ / انتشارات فروهر. و همچنین کتاب "تاریخ ده هزار ساله بختیاری ها" تالیف بابک سلطانی / چاپ پنجم ۱۳۹۰ / انتشارات کردگار. که کمک شایانی به اصلاح اشتباهات تاریخی جناب معتضد خواهد کرد. 

همچنین علیرغم تمامی بی مهری های جناب معتضد، ایشان را به بازدید از مناطق زاگرس و دیدن جلوه های باستانی و تاریخی این منطقه از ایران دعوت می نمایم. بختیاری ها مطمئناً با مهمان نوازی خاص ایرانی پذیرای ایشان خواهند بود. چرا که میهمان نوازی، از بارزترین خصلتهای ایرانی است و بختیاری ها در این مورد، زبانزد هستند.


موضوعات مرتبط: طایفه بابادی، طايفه ديناراني، طايفه دوركي، طايفه بهداروند، طوايف چهارلنگ، اشعار بيادماندني، مقالات، حماسه سازان، عكس ها
[ 91/11/24 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
مراسم اختتامیه دومین جشنواره ملی سفرنگاری ناصر خسرو، پنجشنبه پنجم بهمن ماه در سالن اصلی مرکز همایش های بین المللی برج میلاد تهران در شرایطی برگزار شد که اجرای برنامه میهمانان ویژه این مراسم،زوج هنرمند بختیاری و اولین زوج شاهنانه خوان کشور با بیشترین استقبال شرکت کنندگان روبرو گردید.

استاد اردوان ظاهری بیرگانی و بانو مهرانگیز قلاوند؛زوج جوان و هنرمند بختیاری،نخستین زوج شاهنامه خوان فارسی زبان هستند که تا کنون در جشنواره ها و مناسبت های مختلف به اجرای برنامه پرداخته و استقبال خوب مخاطبان را نیز به خود اختصاص داده اند. این زوج هنرمند که همواره با لباس بختیاری،که از لباس های اصیل پارسی است به اجرای برنامه می پردازند ، به لباس و فرهنگ خود افتخار می نمایند.گو اینکه شاهنامه خوانی در بین بختیاری ها قدمتی قابل توجه دارد و از ارکان اصلی فرهنگی این قوم زاگرس نشین محسوب می شود.

در مراسم اختتامیه دومین جشنواره ملی سفرنگاری ناصر خسرو،این زوج خوزستانی پرده ازدواج رستم و تهمینه را به نمایش گذاشتند و با نقالی بسیار زیبا و کلامی سراسر نظم و برگرفته از اشعار شاهنامه،این بخش از یادگار ارزشمند حکیم توس را برای حاضران در مراسم به تصویر کشیدند.هنرنمایی که با استقبال قابل توجه حاضران روبرو شده و تشویق طولانی ایشان را بدنبال داشت.

دومین جشنواره ملی سفرنگاری ناصر خسرو به همت گروه زورق برگزار شد.گروه زورق که دارای نخستین پرتال جامع سفر و رزرواسیون آنلاین هتل است،در حالی دومین جشنواره سفرنگاری خود را برگزار می کند که شهرداری تهران،انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران ،آژانس گردشگری مارکوپولو و چند بخش خصوصی و فرهنگی جزء حامیان این حرکت بودند.انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان،تاریانا؛ نیز از جمله حامیان این جشنواره بود و هدایایی نیز به رسم یادبود از جانب مجتبی گهستونی دبیر انجمن تاریانا به اردوان ظاهری و مهرانگیز قلاوند اهداء گردید.

داوران دومین جشنواره سفرنگاری ناصرخسرو از جمله:دکتر ناصر تکمیل همایون،ناهید طباطبایی،علی دهباشی،اسعد نقش بندی،حسن غفاری،رضا دبیری نژادو… در بخش های سفرنامه تالیفی،وبلاگ،عکس،فیلم و بخش صوت برگزیدگان این دوره را انتخاب و در پایان جشنواره نیز با اهداء جوایزی از این برگزیدگان تقدیر گردید.

از حاشیه های جالب این همایش سخنان دکتر تکمیل همایون بود که ضمن نقد سفرنامه مارکوپولو؛انتقادی نیز از عملکرد آژانسی به همین نام که از اسپانسرهای جشنواره نیز بود کردند و در حضور مدیرعامل آژانس گردشگری مارکوپولو،از عدم انجام تعهد این آزانس نسبت به ایشان در زمینه بن سفر رایگانی که در نخستین نوبت جشنواره به داوران داده بودند خبر داده و گفتند:”این آژانس در نوبت قبلی جشنواره که سال قبل برگزار شد بن سفر رایگانی جهت من و همسرم عنایت کردند و گفته بودند به جز کیش به هر کجا بخواهید می توانید بروید.ما هم چابهار را انتخاب کردیم.گفتند که حالا وقتش نیست دوهفته دیگر بیایید.دو هفته دیگر رفتیم گفتند جا نداریم بعدا بیایید.ما هم بعدا رفتیم و این بار گفتند مهلت اعتبار بن شما به پایان رسیده است!”سخنان دکتر تکمیل همایون با سکوت مدیرعامل آژانس مارکوپولو و البته تشویق حاضران مواجه شد.

درپایان مراسم جمع کثیری از شرکت کنندگان بصورت حضوری به زوج شاهنامه خوان خوزستانی تبریک گفته و سوالات خود را پیرامون چگونگی فعالیت های ایشان با استاد ظاهری بیرگانی و بانو قلاوند در میان نهادند.



به قلم آقای فرشید خدادادیان

و به نقل از سایت شهر من مسجدسلیمان

[ 91/11/20 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
کنار سر رهم دل پر ز درده

بتینم ار خومه بارون برده


نه هیشکی حالمه هرگشت اپرسه


نه غیرا باد کس دورم اگرده


***

گدی ناونده از گل سیم ایاری


ایخونی جور کوگون باهاری


نیاهی خوم ادونم آخر کار


بوومه وا دروهات ایدراری


***


دل ای دل بی حیایی تش به کارت


بمیری مو بیاهم سر مزارت


چته سرچاله گرد عشق کی نی؟


که چینو بی زهشته روزگارت؟


موضوعات مرتبط: اشعار بيادماندني
[ 91/10/19 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
به نقل از آژانس خبری بختیاری:                                                   

در آستانه یکمین سالگرد تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین در اهواز، همچنان سرنوشت این پروژه که از مصوبات سفر دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری است، در هاله ای از ابهام قرار دارد.

 
به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، فرهنگسرای در حال ساخت «بهمن علاءالدین» در بلوار ساحلی اهواز، در نیمه شب 22 آذر 1390 بطور شبانه توسط عوامل شهرداری اهواز با خاک یکسان شد.

این مجموعه فرهنگی که در تاریخ ۲۶/۰۷/۸۶ و توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با حضور مقامات استانی کلنگ زنی شد، شامل یک تالار و فرهنگسراست و عملیات اجرایی آن با اعتبار اولیه یک میلیارد تومان در زمینی به مساحت یازده هزار متر مربع آغاز شد و از همان ابتدا به پاس خدمات فرهنگی بهمن علاءالدین هنرمند بختیاری، به این نام نامگذاری شده بود.

حشمت قاسمی از هنرمندان پیشکسوت خوزستان، در شب حادثه به خبرنگار ایبنانیوز گفته بود: من به عنوان یک هنرمند خوزستانی که از کمبود فضاهای فرهنگی و هنری رنج می برم، همواره پیگیر روند پیشرفت فیزیکی این پروژه بودم و به جرأت میتوانم بگویم تاکنون دو میلیارد تومان در فونداسیون ساختمان هزینه شده بود ولی عومل اجرائیات شهرداری در یک حرکت ضدفرهنگی به تخریب آن پرداختند.

این هنرمند خوزستانی تأکید کرده بود: در پی رفت و آمد مشکوک عوامل شهرداری، عده ای از هنرمندان خوزستان که در میان آنها تعدادی از پیشکسوتان هنر خوزستان و کشور حضور داشتند برای جلوگیری از تخریب فرهنگسرا در محوطه اجتماع کردند ولی عوامل اجرائیات شهرداری بدون حکم قضایی، به خشونت متوسل شدند و اینجانب و فرزاد موسوی از بزرگترین گرافیست های کشور را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

گفتنی است شهرداری اهواز، پس از دفن شبانه ی مصوبه سفر رئیس جمهوری، اعلام کرده بود: «متاسفانه بيش از چند سال است كه نيمي از ساختمان موزه نيمه‌كاره رها شده و فضاي نامطلوبي را براي ساختمان فعلي آن و شهر ايجاد كرده است؛ اين وضعيت مناسب شأن هنرمندان و شهروندان نيست» و اینکه «ايجاد فضاي سبز شهري در كنار ساختمان نيمه‌كاره موجب برخي تغييرات جزئي مي‌شود ولي هدف شهرداري از اين اقدام تنها زيبا‌ كردن محيط اطراف موزه و شهر اهواز است».

و حشمت قاسمی در این باره چنین استدلال کرده بود: شهرداری اهواز مدعی است که روند پروژه طولانی شده و شهر زیبایی خود را از دست داده. این در حالی است که فونداسیون ساختمان تالار و فرهنگسرا سالهاست به پایان رسیده ولی هر بار که پروژه در حال پیشرفت بود، عوامل اجرائیات شهرداری با بهانه های مختلف از آن جلوگیری کرده اند. همچنین در مورد چمن کاری روی محوطه تخریب شده فرهنگسرا باید گفت اینگونه برخورد با فرهنگ و هنر این مرزوبوم، اهانت بار و بی سابقه است. چرا باید محل اجتماع اهالی فرهنگ و هنر را تخریب کنند و روی آن چمن بکارند و نام آن را توسعه فضای سبز بگذارند؟ باید از شهرداری پرسید آیا فقط این نقطه که مایه دلگرمی هنرمندان بود، زیبایی شهر را به خطر انداخته بود و آیا شهرداری اهواز به وظایف خود در توسعه فضای سبز عمل کرده و فقط این نقطه باقی مانده بود؟


موضوعات مرتبط: طایفه بابادی، طايفه ديناراني، طايفه دوركي، طايفه بهداروند، طوايف چهارلنگ، اشعار بيادماندني، مقالات، حماسه سازان، عكس ها
[ 91/10/05 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

به زودی تصویرجدید آرش کمانگیر بختیاری



جوانی رشید از ایل بختیاری به نیابت از تمام ایران ،ازتمامیت ارضی خلیج همیشه فارس دفاع می کند

[ 91/10/04 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
با نام خداوند بزرگ و مهربان و به امید یاری و مدد او

برادران و خواهران عزیز

بنابر هماهنگی قبلی با همه اعضا منتخب

مقرر شده که در تاریخ 14/10/1391 در شهرستان اصفهان جلسه ای برای هم اندیشی و بررسی مشکلات و همچنین انتخاب نفرات برای عهده دار شدن پست هایی که قبلا نام برده شده ، برگزار گردد . با به نتیجه رسیدن موضوع انجمن و بحث های مربوط به آن  ، این جلسه به میزبانی انجمن شیر سنگی ( اولاد خسروخان بابادی) برگزار خواهد شد .  افراد زیر به دعوت انجمن به عنوان تصمیم گیرندگان مجمع حضورشان الزامیست :

 آقای منصور خسروی ، آقای لهراسب خسروی ، آقای رستم خسروی ، آقای حمید خسروی ، آقای سلطانعلی خسروی ، آقای داوود خسروی ، آقای نورعلی خسروی ، آقای صیدال خسروی  ، آقای جواد خسروی ، آقای عیدی خسروی ، آقای ایرج نیکزاد "خسروی " ، آقای  سعید داوری "خسروی" ،  آقای علی ضامن خسروی و آقای  اله کرم خسروی

آقای علیداد خسروی  ، آقای مسلم خسروی ، آقای خدامنده خسروی ، آقای علی مردان خسروی ، آقای فروتن خسروی ، آقای جهانگیر خسروی ، آقای بختیار خسروی ، آقای علیقلی خسروی ، آقای یعقوب خسروی ، آقای صادق خسروی ، آقای مهرداد اسدپور"خسروی" ، آقای اسماعیل خسروی ،  آقای  شاهپور داوری "خسروی" ، آقای علی ضامن خسروی

آقای لهراسب خسروی ، آقای شهرام خسروی ، آقای داریوش  خسروی ، آقای شاه ویس  خسروی ،  آقای قباد خسروی  ، آقای محسن خسروی ، آقای  شهریار خسروی ، آقای فردین خسروی ، آقای  جعفر خسروی ، آقای ایاز خسروی ، آقای پرویز نیکزاد "خسروی " ، آقای موسی خسروی ، آقای  سعید داوری "خسروی" ، آقای علی حسین خسروی و آقای شهریار داوودی پور

افراد نام برده شده همان اعضای کمیته های حل اختلاف و صندوق و رابطین عزیز هستند .

لازم بذکر است که در صورت تشابه اسمی در بین دیگر اعضا و مدعوین نام برده ، برای اطمینان به بیانیه های قبلی مراجعه کنید .

[ 91/10/02 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
مقصر بخاری نفتی است یا آقای وزیر؟
به گزارش «تابناک»، چهارشنبه گذشته، به دنبال آتش‌سوزی بخاری نفتی در مدرسه دخترانه انقلاب اسلامی روستای شین آباد پیرانشهر، سی نفر مصدوم و از این تعداد، ۲۸ تن آنان، راهی بیمارستانی در ارومیه شدند.

بنا بر این گزارش، چندی پیش نیز هفده دانش‌آموز مدرسه‌ای در خوی بر اثر گاز گرفتگی راهی بیمارستان شدند. آتش‌سوزی سال گذشته در دبیرستان شبانه روزی چابهار، مرگ چهار دانش‌آموز تیزهوش سیستانی را به همراه داشت. آبان ماه دو سال پیش بود که آتش‌سوزی مدرسه‌ شبانه‌روزی در چاه رحمان نصرت آباد، موجب مرگ یک دانش‌آموز و مصدومیت چهارده تن دیگر شد.

اما این تنها بخشی از آمار سوانحی است که در مدارس کشورمان در یکی دو سال اخیر رخ داده و این در حالی است که هنوز افکار عمومی، ماجرای تصادف اتوبوس اردوی راهیان نور دانش‌آموزان بروجنی را فراموش نکرده است؛ رخدادهایی که همه انگشت‌ها را به سوی مدیریت موجود در عرصه آموزش و پرورش نشانه می‌روند. اگر در حادثه‌ای چون ماجرای راهیان نور، می‌شد تقصیر‌ها را به گردن بی‌احتیاطی راننده و لغزنده بودن جاده و چیزهای دیگر انداخت، ولی این بار آتش‌سوزی بخاری نفتی در مدرسه روستایی ـ که عملیات گازرسانی به آن چندی پیش صورت گرفته بود‌ ـ دیگر شکی برای کم‌کاری و بی‌توجهی مسئولان باقی نمی‌گذارد.

گفتنی است، رسول خضری، نماینده سردشت در نخستین واکنش‌ها به این رویداد در مجلس، از دولت خواست تا پاسخگوی این ماجرا باشد و گفت: هر جای دیگری بود، وزیر آموزش و پرورش استعفا می‌داد.

اما واکنش وزیر به این ماجرا چگونه بوده است؟!

حاجی بابایی که در جریان تصادف اتوبوس راهیان نور به خبرنگار‌ها گفته بود، «از مسئولانش بپرسید»، این بار نیز در گفت‌وگویی، در واکنش به تقاضای برخی نمایندگان مجلس به استعفای وزیر و برکناری مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان‌غربی به دلیل بروز آتش‌سوزی در دبستان شین‌آباد گفت: «شما چی؟ شما را برکنار کنیم یا نه؟ اگر بموقع خبر می‌دادید، مواظب مدرسه شین‌آباد پیرانشهر باشید، این اتفاق روی نمی‌داد؟»!

همه اینها در حالی است که مخالفان و منتقدان، چاره کار را در استعفای مدیران می‌دانند و مدیران بر این باورند تا روزی که وظیفه‌ای به عهده آنهاست، از زیر بار آن شانه خالی نکنند.

اکنون پرسش این است:

* به گمان شما، مدیران آموزش و پرورش در چنین رخدادهایی باید چه واکنشی نشان دهند؟

* آیا آنان باید استعفا داده، یا با جدیت به کار خود ادامه دهند و نقائص موجود را برطرف کنند؟

* از نگاه شما، استعفای مدیران با همه جهات سودمند است یا ادامه کار آنان؟
[ 91/09/18 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را در بیخ گوش خودتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است نمیتوانید انجام بدهید ؟
چرچیل می گوید: برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم .روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟
چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن



موضوعات مرتبط: مقالات، حماسه سازان
ادامه مطلب
[ 91/09/15 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

                       از فرو دست زردکوه آن روز                           بیشه ای بود و آبشاری بود
                       آن طرف تر زیر زانوی کوه                            بود غاری و ژرف غاری بود
                       وندر آن غار ژرف،چند سالی                        جایگه داشت پیلتن شیری
                       شد تهیگاه او به دست قضا                         ناگه آماج سهمگین تیری
                       او در سر پنجگی در آن بیشه                       والی کوه و شاه وادی بود
                       دست آهن فشار او همه عمر                      فارغ از ضعف و نامرادی بود

                       جفت او پیش تر از او به تیر اجل                       شد ز دنیا و او به دنیا ماند
                       تا به تنهایی از جهان برود                                در جهان بزرگ تنها ماند
                      چشم آتش فشان او آن شب                         گوش می کرد بر ترانه مرگ
                      روزگار گذشته در نظرش                                  بود رقصان در آستانه مرگ
                      با زمان های ناپدید شده                                  قصه می گفت  بی زبانی او
                      در غبار گذشته می لغزید                               نقش کمرنگ زندگانی او
                      ناله شوم باد بهمن ماه                                   لرزه بر پیکر شب انداختی
                      بر تن زخمناک شیر از خشم                           شعله ها آتش تب افکندی
                      ساعتی روی دست خسته نهاد                     سر سنگین پر غرورش را
                      لحظه ای با لب زبان بوسید                              زخم سوزان و خون شورش را
                      گفت برخیز و ایستاده بمیر                            که جز این در خور دلیران نیست
                      مرگ در بستر ار سزا باشد                            روبهان راست،از بهر شیران نیست
                      جنبشی کرد و با تلاش غرور                           تکیه بر دست و پای لرزان داد
                      مرگ را آستین داد و کشید                            جان بدو داد و سخت ارزان شد
                      ماند گردن فراز و دندان را                                روی دندان خون گرفته فشرد
                     غرشی کرد و در سیاهی شب                      آخرین شیر بختیاری مرد
                     ای گرفتار زندگانی و مرگ                              پند از آن شیر تیر خورده بگیر
                      گر میسر شود چو شیر بزی                         ور میسر نشد چو شیر بمیر

 

 


موضوعات مرتبط: اشعار بيادماندني
[ 91/08/30 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب