ایل بختیاری
 
قالب وبلاگ
قابل توجه دوستداران فرهنگ و موسیقی بختیاری

و علاقه مندان استاد بهمن علادین

این آلبوم اکنون در بازار وجود دارد

البته نه به روشی که در شان استاد بهمن علادین باشد

[ 93/10/05 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
تولید آلبوم "ویر" به خرداد سال ١٣٨٩ باز می گردد؛ زمانی که به پیشنهاد خانواده مرحوم بهمن علاءالدین، ارژنگ سیفی زاده با همراهی پدرش استاد محمدحسین سیفی زاده تعدادی از پیش خوانده های استاد علاءالدین را از روی نوارهای قدیمی و خاک خورده گزینش و به عنوان آخرین آلبوم پس از فوتشان آماده موسیقی گذاری کرد. 

آوازهای ضبط شده با دستگاه های کاست معمولی و در مجالس خصوصی ضبط شده بودند و لذا دارای کیفیتی مطلوب نبودند. از این رو، می بایست پالایش و کوک می شدند و نهایتاً برای اینکه بتوان بر روی آنها موسیقی گذاشت باید در ریتم قرار می گرفتند. بعد از صرف ساعت ها کار بالاخره این پروژه به اتمام رسید، اما مسائل جدیدی در مسیر آن قرار گرفت. 

تمام افراد و نهادهایی که قول مساعد برای انتشار و پخش "ویر" را داده بودند، از جمله حوزه هنری شهرکرد و تهران، به وعده های خود عمل نکردند و بیشتر به خاطر عدم پذیرش مسئولیت اقتصادی تولید، یک به یک پای خود را پس کشیدند و آن را در مسیری پر فراز و نشیب قرار دادند. 

بعد از گذشت سه سال از اتمام کار، حوزه هنری تهران مسئولیت انتشارش را در ازای پرداخت صرف هزینه های آن که توسط خانواده سیفی زاده پرداخت شده بود، به عهده گرفت. لیکن این نهاد محترم نیز در اجابت وعده های خود کم لطفی و کوتاهی های بسیار به خرج داد؛ به بهانه نبود بودجه، کار تسویه حساب تا یک سال و نیم بعد از عقد قرارداد به تعویق افتاد و طبیعتاً کار چاپ و پخش اثر نیز به سرنوشتی مشابه دچار شد. 

با پیگیری های بسیار خانواده سیفی زاده و جمعی دیگر از دلسوزان و دوستداران استاد بهمن علاالدین (مسعود بختیاری)، حوزه هنری قول داد آلبوم را در آبانماه ١٣٩٢ رونمایی کند؛ اتفاقی که به رغم حصولش منتهی به پخش اثر نشد. در کمال ناباوری در شب رونمایی، از خود آلبوم هیچ اثری نبود؛ اتفاق خنده آوری که به مثابه جشن عروسی بی حضور عروس و داماد است! 

اینک ده ماه از تاریخ آن جلسه کذایی میگذرد و به رغم تولید "ویر"، این آلبوم در انبار شرکت طرف قرارداد حوزه هنری خاک می خورد و قلب علاقمندانش را بیش از پیش به درد می آورد. با وجود پیگیری های فراوان از جانب خانواده سیفی زاده و خانواده علاالدین و جمعی دیگر از دوستداران استاد، هنوز هیچ پاسخ درخوری برای این اتفاق عجیب داده نشده است. 

امید که حوزه هنری شهرکرد و تهران، مسئولیت پذیری خود را نشان دهند و این اثر را بالاخره بعد از گذشت چهار سال از خلقش، در آبان 1393 به بهانه هشتمین سالروز درگذشت استاد علاالدین این بزرگمرد تاریخ موسیقی فولکلور ایرانزمین، در دسترس علاقمندانش قرار دهند و افکارعمومی را از این سردرگمی و بلاتکلیفی خارج نمایند

 

 

ایبنا نیوز

[ 93/10/05 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
آیا نمایندگان شمال خوزستان غفلتهای تاریخی خود را جبران می کنند

 

 

نماینده مجلس بالطبع می بایست نخبه ترین و برگزیده ترین فرد هرجامعه باشد که مردم آن جامعه به نمایندگی از خود برمی گزینند، خطای یک فرد عادی محدود به خودش و خطای یک نماینده مجلس بر همه موکلین او اثر می گذارد.

مقایسه وضعیت عملکرد نمایندگان شمال و جنوب خوزستان نشان می دهد، که نمایندگان شهرهای شمالی بخصوص شهرهای شوشتر، رامهرمز، مسجدسلیمان و ایذه نتوانستند از فرصتها و امکاناتی که بصورت طبیعی دراختیارشان بوده به خوبی بهره ببرند و نمایندگان شهرهای جنوبی با احساس مسئولیت و دلسوزی بیشتری که نسبت به موکلین خود دارند توانستند جای خالی آنها را پرکرده و بهره وری لازم را از زمان ببرند .

طرح ۵۵۰هزارهکتاری کشاورزی که از فرمانهای مقام معظم رهبری در استان خوزستان و بهترین فرصت جهش اقتصادی و اجتماعی محسوب می شد با درایت نمایندگان شهرهای جنوبی خوزستان تنها به شهرهای اهواز، آبادان، ماهشهر، شادگان وسوسنگرد اختصاص یافت، این درحالیست که وعده های احداث شبکه آبرسانی دشتهای تشنه لالی، اندیکا و ایذه که بخشی از طرح احداث این سدها و یکی از دلایل مهم سدسازی در خوزستان بود به انجام نرسید و با کمال تعجب مخازن عظیم آب در سدهای گتوندعلیا، مسجدسلیمان، شهیدعباسپور، کارون۳، کارون۴ و سدجره بلا استفاده باقی مانده اند.

در این میان چه کسی جز نمایندگان این شهرها مسئولیت دارد؟

طرح آبیاری 15 هزار هكتاری دشت ایذه و همچنين طرح 5 هزار هكتاری دشت لالی که مطالعات آن به انجام رسیده است، طرح های آبیاری دشت اندیکا، دشت گتوند، دشت لالی چرا نمی بایست بخشی از تخصیص بودجه این طرح۵۵۰هزارهکتاری باشند؟ اگر مقایسه ای داشته باشیم بر اینکه بخش اعظم بیابانهای محل اجرای طرح فعلی ۵۵۰هزار هکتاری درحد فاصل اهواز، آبادان، خرمشهر و شادگان و ماهشهر که تماما شوره زار و نیازمند صدها میلیارد هزینه جهت شیرین سازی و تهیه مخزن است و تاکنون هیچگونه فعالیت کشاورزی در آنها نشده است، با وضعیت طبیعی خاک مناسب و مستعد دشتهای مذکور شمال و مرکز خوزستان و نزدیکی آنها به مخازن سدهای یاد شده متوجه فرصت سوزی و اجحاف بزرگی که در حق مردم شهرهای شمال خوزستان شده است می شویم.

حال آنکه مردم این شهرها به دلیل پروژه های نامتوازه وزارت نیرو باپدیده بیکاری و آوارگی براثر احداث سدهای مذکور شده اند و هزاران خانوار از آنها براثر از دست دادن زمینهای کشاورزی ومراتع دامها دچار فقر شدید اقتصادی شده اند.

متاسفانه مسئولان جهاد کشاورزی خوزستان نیز بدون توجه به وضعیت معیشتی این مردم در خاموشی کامل رسانه ای و بدون هیچگونه اطلاع رسانی در حال واگذاری اراضی طرح ۵۵۰هزارهکتاری به بهره وران می باشند، طبق اظهارات آقای حجتی وزیر جهاد کشاورزی در سفر خود به خوزستان تاکنون۳۰۰هزار هکتار از اراضی مذکور به بهره وران واگذار شده است بگذریم از آنکه براساس شنیده ها تعداد زیادی از بهره وران مذکوراز نیازمندان بخش کشاورزی و اشتغال نبوده اند.

پیشنهاد آن است که تا فرصت باقی است وبودجه طرح ۵۵۰هزارهکتاری از طریق صندوق ملی توسعه تامین شده است، سهم مناطق شمالی از وعده های قدیمی وزارت نیرو تحقق یابد و چاره ای برای احیای کشاورزی دشتهای لالی، اندیکا، گتوند و ایذه اندیشیده شود.

نمایندگان شهرهای رامهرمز، شوشتر، مسجدسلیمان و ایذه مسئولیت دارند با اقدام جبرانی عاجل در این خصوص به وظیفه شرعی و قانونی خود اقدام نمایند.

[ 93/10/05 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
چندی پیش شکرخداموسوی نماینده مردم اهواز پیرامون وضعیت کشاورزی استان به بیان اظهاراتی پرداخته بود که واکنش مدیرکل جهادکشاورزی را در پی داشت.

به گزارش آژانس خبری بختیاری(ایبنا نیوز) به نقل از خوزنیوز، وی در نشست هم اندیشی با تولید کنندگان برنج در خوزستان عنوان کرده بود: یکی از مشکلاتی که گریبان گیر بخش کشاورزی استان شده این است که متولیان این بخش در مواقع لزوم مشکلات خود را مطرح نمی کنند؛ متولیان بخش کشاورزی در خوزستان شهامت بیان مشکلات خود و یا دیدار با وزیران مربوطه را ندارند به همین دلیل بسیاری از مشکلات این بخش مطرح نمی شود.

نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی همچنین به یکی از دلایل عدم پیشرفت استان خوزستان اشاره کرده و گفت: وجود برخی افراد منفعت طلب یکی از مشکلات استان است که باید به این مسئله رسیدگی شود.

پس از اظهارات این نماینده مجلس، مدیرکل جهادکشاورزی در واکنش به اظهارات نماینده اهواز از او پرسید: در این مدت که از عمر نمایندگی تان می گذرد چه مشکل اساسی کشاورزی را با سازمان مطرح نموده اید؟

وی افزود: وظیفه یک مدیر استانی اساسا و بدواً این است که مسائل و مشکلات احتمالی موجود را با هماهنگی ، همراهی و همکاری مسئولین در سطح استان مطرح و حل نماید و خود شما در مدت بیش از ۵/۲ ساله عمر نمایندگی خود چه مشکل اساسی و عمومی بخش کشاورزی را با سازمان مطرح نموده اید؟

وی متهم به بی شهامتی کردن کسانی که فقط از خدا می ترسند و از مسئولیتشان برای منافع شخصی سوء استفاده نمی کنند را گفته ای حساب نشده دانست و افزود: بدیهی است که ما مدیران بخش کشاورزی و البته همه ی مدیران دولت خدمتگزار تدبیر و امید، شهامت دو رویی، نفاق، ریا، عوام فریبی و ترجیح مصلحت شخصی به مصلحت عمومی را نداریم و به این بی شهامتی خود می بالیم.

اما پس از شنیدن این مطالب نماینده مردم اهواز نیز آرام ننشست و به دفاع از خود پرداخت. درذیل پاسخ سیدشکرخدا موسوی را به مدیرکل جهادکشاورزی خوزستان می خوانید:

جناب آقای چنگلوائی

۱- پاسخ جنابعالی به اینجانب به دور از نزاکت بود.

۲- شما در دولت دهم به عنوان یک اصولگرا به این جایگاه رسیدید. حال چه شده که ۱۸۰ درجه چرخیدید و اکنون اصلاح طلب شده اید و آنها را راستگو و ما را اهل دورویی و نفاق می دانید؟ واقعا جای تعجب دارد! برای حفظ ریاست خود حاضرید از اصول خود عبور کنید که البته عبور کردید.

۳- نکته بعد اینکه به عنوان نماینده مردم حق دارم از حق آنها دفاع کنم. امثال شماها کشاورزان خوزستان را به نابودی کشاندید. آخر از کدام موفقیت تان دفاع کنیم.

۴- امروز بخش کشاورزی در خوزستان در حال نابودی و اضمحلال است. بنده آماده ام تا در یک مناظره تلویزیونی و در پیشگاه مردم و خصوصا کشاورزان خوزستان رودررو با یکدیگر صحبت کنیم و مردم خود قضاوت کنند.

۵- شما فرمودید بیانات بنده توهین و ظلم به مدیران زحمتکش بخش کشاورزی است . خدمت شما عرض کنم منظور بنده از مدیران فقط و فقط شخص جنابعالی ست. زیرا بقیه مدیران شما که تا آخر عمر دستشان به وزیر نمی رسد. در ضمن آیا این گفته من که "شهامت ارائه مشکلات کشاورزی را به وزیر داشته باشید" توهین و ظلم بود که اینگونه عکس العمل نشان دادید؟

۶- از وزیر محترم جهاد کشاورزی می خواهم یک گروه بی طرف را برای بررسی عمق فاجعه در بخش کشاورزی خوزستان اعزام کند تا مشخص شود مطالب بنده به حق بود یا خیر.

[ 93/10/05 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

کلیات : پیشینه تاریخی، جغرافیایی ، سیاسی و اجتماعی

 

ایل بختیاری آریایی‌نژاد و از عشایر کوچر و کهن ایرانی‌اند که از قرن‌های ششم و هفتم قبل از میلاد در دامنه‌های کوه‌های زاگرس و اطراف رودخانه کارون می‌زیسته‌اند و قلمرو امروزی آنان استان چهارمحال و بختیاری و مناطقی از استان‌های اصفهان، کهگیلویه و خوزستان و جنوب لرستان است. زبان بختیاری ریشه در زبان پهلوی دارد و بختیاری شاخه‌ای از لران(لر بزرگ) شامل دو گروه هفت‌لنگ اند که معیشت آنان از راه دامپروری و شکارگری تامین می‌شود و ساختار سنتی ایلی آنان بر اساس قسمت طایفه، تیره، تش، اولاد (کریو) بهون (خانوار) است و اطلاق لنگ به معنی واحد مالیتی ( لنگ = پای مادیان) و تقسیم آنان به دو گروه به احتمال از عهد صفویه بوده باشد. بختیاری‌ها مردمانی شیفته اسب و شکار و کوهند و دلاوری و شجاعت از خصایص بارز آنانست. مبارزه با افغان‌ها در 1134 هجری قمری و مخالفت با سران قاجار و شرکت در نهضت مشروطه و مقابله با استعمار بیگانگان و مخالفت با حکومت پهلوی نشانگر موثر بودن بختیاری‌ها در حیات سیاسی و تاریخ ایران است.

( عشایر مرکزی ایران، جواد صفی‌نژاد، 109؛ مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، ایرج افشار سیستانی ، 321؛ تاریخ بختیاری، سردار اسعد بختیاری، 5 ؛ فرهنگ بختیاری، عبدالعلی خسروی، 62 ؛ فنون کوچ‌نشینان بختیاری، ژان‌پیر دیگار، 235-237 )

بختیاری‌ها در سادگی و مهربانی و دوستداری میهمان و هنردوستی زبانزدند. فرهنگ و هنر بختیاری یکی از غنی‌ترین ذخایر فرهنگی و هنری ایران و تمدن بشری به‌شمار می‌آید و دستاورد زنان زحمتکشی است که علاوه بر  هیزم‌آوری، مشک‌زنی، شیردوشی، نان‌پزی، تربیت فرزندان و شرکت در امور زراعی، بزرگ‌ترین حامیان و اشاعه‌دهندگان فرهنگ و هنر بختیاری به شمار می‌آیند. هنروری و ذوق سرشار از تودرتوی طرح‌ها و نقش متنوع و ترکیب‌بندی بی‌نظیر رنگ‌ها در بافت بداهه قالی، گلیم و جاجیم و نیز از دل قصه‌ها و اشعار و شور آفرینی رقص‌ها و لطافت نغمه‌ها و ترانه‌ها سر بر می‌آورد.

موسیقی بختیاری متنوع و آواز‌خوانی در آن شاخص است.  مضامین آوازها از توصیف طبیعت و رنج و مرارت زندگی کوج‌نشینی و اندوه هجران و فراق یار و دیار تا ستایش عشق و زیبایی را در بر می‌گیرد. رواج منظومه‌های تغزلی ادب‌فارسی ( لیلی و مجنون و خسرو و شیرین) و منظومه‌های بومی ایل و تقدس و ستایش پهلوانان حماسی با وجود شاهنامه‌خوانان حرفه‌ای در مناطق مختلف بختیاری و ستایش قهرمانان و دلاوران و سرداران ایل در آوازهای مختص رویدادهای تاریخی معاصر (نظیر علی‌داد، ابوالقاسم خان) نشانگر علاقه بختیاری‌ها به حفظ میراث‌های ادبی و موسیقیایی و فرهنگ و تاریخ خود است.

بخشی از موسیقی با متر مشخص شامل ترانه‌های عروسی است که همراه دست‌زدن  توسط زنان و گاهی با دایره (بیشتر در شهرها و روستاها) اجرا می‌شود. موسیقی‌  سازی مختص مراسم شادی و سرور بیشتر برای اجرای آهنگهای رقصی و نیز مراسم سوگواری با کرنا، سرنا و دهل اجرا می‌شود. کمانچه‌نوازی در هفتاد هشتاد سال اخیر به تاثیر از عاشیق‌های قشقایی و مطرب‌های دوره‌گرد و نیز رسانه‌ها در شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری و سایر شهرها ( بن ، بروجن ... ) رایج شده که با آن‌ها آهنگهای چهار محالی ، ترکی و بختیاری و موسیقی دستگاهی ایران ( رنگها و چهار مضراب و برخی دستگاها و آوازها نظیر شور ، دشتی ، همایون، کردبیات، چهارگاه، سه‌گاه، و ماهور را که به موسیقی بختیاری نزدیک‌ترند) اجرا می‌کنند. تار و تنبک را مطرب‌ها رواج داده‌اند. نی‌هفت‌بند یا چوپانی خاص عشایر کوچرو و نگهدار گله است و  در حال حاضر رو به اضمحلال می‌باشد.

تحقیق در موسیقی بختیاری با وسعت و تنوع موسیقی یک سرزمین گسترده یکی از دشوارترین تحقیقات موسیقیایی حوزه‌ی موسیقی‌شناسی قومی ایران به شمار می‌رود و با توجه به نتایج تحقیقات این مجموعه می‌توان جغرافیایی موسیقیایی بختیاری را در چهار حوزه بررسی و طبقه‌بندی کرد:

      الف) حوزه‌ی مرکزی : موسیقی عشایر کوچ روی دامنه‌های زاگرس در استان چهارمحال و بختیاری یعنی منطقه جنگلی بازفت ، کوهرنگ، چلگرد، شیخ‌علی خان و روستاهای حاشیه زاگرس ده‌چشمه، کران، گوشه باباحیدر، اردل که به  سبب موقعیت دشوار جغرافیایی اصیل‌تر باقی مانده‌اند. 

 

      ب) حوزه ی غربی: موسیقی بختیاری‌های شمال خوزستان و یک جانشینان مسجد سلیمان، لالی، رامهرمز ایذه، دزفول، اندیمشک، شوشتر، اهواز و اطراف آن را شامل می‌شود که منطقه قشلاقی کوچروان حوزه مرکز‌اند.

 

      ج) حوزة جنوبی: منطقه لردگان، خان‌میرزا، جوانمردی تا شمال کهگیلویه که موسیقی آن با موسیقی حوزة مرکزی و غربی تفاوت دارد.

 

      د) حوزه ی شمالی: مختص جنوب لرستان، ازنا، الیگودرز، ده‌بهار، چشمه پر، بر بورود و شمال استان چهارمحال و بختیاری و روستاهای پشتکوه نظیر، خویه، صالح کوتاه، عینا، کلوشه، دورک و اطراف آن است که به سبب حضور اکثریت طوایف چهارلنگ با گویش زانی و لحن متفاوت موسیقیایی با حوزه‌های سه‌گانه مذکور و با صرف‌نظر از تاثیر‌پذیری از موسیقی لرستان (لرهای کوچک)مجموعه مجزایی از موسیقی بختیاری را شامل می‌شوند.

 


موضوعات مرتبط: مقالات
[ 93/08/30 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
وجه تسميّه ي بختياري

 

واژه ي بختياري از دو جزء «بخت» و «ياري» تشكيل شده است، در مورد علت نامگذاري آن نظرات گوناگوني ارائه شده است.سردار اسعد بختياري، بختياريها را منسوب به عزالدّوله بختيار مي داند و مي گويد:«ايل بختياري جليل، نسب شان به ملوك بويه كه ساساني الاصلند مي رسد و سرسلسله ي ايشان بختيار عزالدوله است زيرا كه قبل از عزالدوله بختيار، نامي در كتب نيست ممكن است در قدرت و سلطنت آل بويه جماعتي از كسـان ايشــان درايران پراكنده شدند.»(سردار اسعد ، 1383 : 7)اصلان غفاري مؤلف كتاب داستان «اسكندر و دارا» و مرحوم پژمان بختياري واژه ي بختياري را مشتق از كلمه باختر تاريخي مي دانند كه در كتب تاريخي از جمله «تاريخ باستان» تأليف حسن پيرنيا آمده است، پژمان در اين خصوص معتقد است:
«بختياريها از قديم ترين دوره هاي تاريخي و شايد پيش از آن همواره ساكن باختر بوده اند و نام خود را از آن مكان گرفته اند و چنانكه مي دانيم باختر در اصل به معني مغرب است و اينان هم در مغرب بوده اند نه در شرق . . . باختر يعني سرزمين بختياريان امروزي جايي بوده است بين عراق عرب، همدان و فارس و اين همان منطقه ايست كه اكنون جايگاه ايلهاي بختياري است و نام آن طايفة باختر بوده كه با پس و پيش شدن حروف مبدل به بختيار گشته و در ادوار اسلامي با افزايش ياء نسبت بختياري گرديده است.»( پژمان بختیاری ،1344 ،148 تا 151 )
اوژن بختياري نيز عقيده دارد:«چون اسكندر بمرد و كشور ايران بين سلوكيه ها به طور ملوك الطوايفي تقسيم گرديد و هر دسته اي از لشكر اسكندر به طرفي پراكنده شدند از جمله يك عده از يونانيها در جبال و صحاري فعلي بختياري كه معقلي محكم داشت سكونت اختيار نمودند و چون ايرانيان به آنها مي گفتند كه شما در فتح ايران هنري نكرديد و بخت شما با شما ياري كرده است به اسم بختياري معروف شده اند و رفته رفته اين اسم براي آنها علم شد.»( اوژن بختیاری ،1345 )سـردار ظفـر در يادداشتهـاي خود از قول جمعي و به عقيده خـود درباره ي وجه تسميّه ي بختياري چنين مي نويسد.«طايفه بختياروند كه حاليه آن را بهداروند مي گويند و يكي از شعب هفت لنگ است كه مردمان دلير بودند و اكنون به همان دلاوري باقي هستند شايد وقتي رشادت فوق العاده از آنها بروز كرد اين ايل بزرگ را به اسم آنها ناميده اند و جز اين ديگر سببي نمي توان حدس زد.»(سردار ظفر ، 1361 :4 )
به نظـر مي رسد جايـگاه مهم طايفه ي بختيـاروند كه از جبل السماق وارد سرزمين لر بزرگ شدند، در عرصه هاي سياسي و نظامي و نفوذ آنها بر طوايف و مناطق همجوار به تدريج سبب گرديد تا نام اين طايفه به همه ي طوايف ساكن در مناطق همجوار نيز اطلاق گردد كه با آنها مشتركات فرهنگي و زباني و نژادي داشتند و جز بر كل اطلاق گرديد و بختياري نام عمومي همه ي طوايف گرديد.برخي نيز مي گويند شاه اسماعيل صفوي در يكي از جنگها سخت مورد حمله ي دشمنان قرار گرفت و نزديك بود شكست بخورد. ناگهان جمعي از سواران بختياري به كمك او شتافتند و دليرانه با دشمن جنگيدند و دشمن مجبور به عزيمت شد. پادشاه از اين پيشامد خوشحال گرديد و گفت: امروز بخت يار من شد. نقل مي كنند از آن روز به بعد ايل بختياري بدين اسم معروف گرديد.(سردار اسعد ، 1383 : 386)
بر اساس روايات متداول بين مردم، بختياريها فرزند شخصي به نام بختيار يا بختك مي باشند و بدين جهت است كه به آنان بختياري مي گويند.به نظر مي رسد كه نظر اول انتساب به بختياريها به عزالدوله بختيار و تعميم نام طايفه ي بختياروند به كل طوايف موسوم به بختياري مقرون به صواب و قابل قبول است.

 

[ 93/08/22 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

 

دوران کودکی، یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی انسان است که ابعاد مختلف شخصیتیِ هر فردی در آن شکل می‌گیرد؛ ابعادی که در سایر برهه‌های زندگی، به منصه ظهور و شکوفایی می‌رسد.

در فرهنگ سنتی قوم بختیاری توجه زیادی به این دوران و آموزش و پرورش فکری - تربیتی و عاطفی کودکان، با ادبیات ظریف و دقیقی و متناسب با ذوق، قریحه، علایق و روحیات کودکان شده است.
بنابراین، توجه به این ادبیات، ما را با  اصالت‌های فرهنگی و ارزشی بختیاری‌ها در راه تربیت و فرهنگ‌پذیری کودکان‌‌شان و انتقال سنت‌های نیکوی ایلی به آنان، بیشتر آشنا می‌کند. 
با توجه به گسترده بودن حوزه‌‌ی فرهنگِ مردمِ بختیاری، به گونه‌ای با کودک و علایق و خصوصیات او پیوند و ارتباط دارد که از جمله‌ی این موارد می‌توان به باورهای عامیانه‌ی بختیاری اشاره کرد که برخی از این باورها بسیار کهن هستند و به كودكان – حتی پیش از تولد- زندگی و اعمال و حرکات آنان ارتباط دارند.
از جمله‌ی آن‌ها، انجام امور مختلف برای رفع چشم‌زخم کودک توسط مادران، استفاده از وسایل تزیینی و مهره‌های مختلف در گهواره كودكان و یا قرار دادن اشکال نمادین کهن ایلی بر روی لباس آنان و یا انجام فال‌گیری‌های مربوط به کودکان - که این امر برگرفته از نیت صادقانه مردم بختیاری و اعتقاد آن‌ها به صداقت کودکان است – و سایر موارد بی‌شمار را نام برد.
علاوه بر باورهای عامیانه، جشن‌ها و مراسم گوناگونی نیز در فرهنگ مردم بختیاری وجود دارد که تنها به کودکان اختصاص دارد، از جمله این‌ که اولین مراسم ویژه کودک با جشن تولد او آغاز می‌شود.
 در زمان گذشته بسته به این که فرزند متولد شده دختر و یا پسر باشد، با کمی تفاوت در دیدگاه‌های رایج قدیمی نسبت به پسران، این جشن برگزار می‌شد که هم‌اکنون این دیدگاه سنتی بسیار کمرنگ شده است و دختران نیز از جایگاه ارزشمندی و همپایه با پسران برخوردارند.
 پس از آن جشن نام‌گذاری كودكان بختیاری است که خود یک فرهنگِ ارزشمند و تداوم‌بخش یكی از سنت‌های كهن ایرانی در نام‌گذاری است.
 در واقع، نام نهادن بر كودكان در فرهنگ مردم بختیاری ریشه در گذشته‌های بسیار دور این قوم دارد؛ چرا که آنان برای نام‌گذاری فرزندانِ خود، با توجه به مواردی چون زمان و مکان تولد، خصوصیات ظاهری كودك و سایر موارد، اسم برای فرزندان‌شان انتخاب می‌کردند.
 نکته‌ی جالب توجه در این‌باره این است که در این نام‌گذاری‌ها، مادران بختیاری برای دختران خود زیباترین نام‌‌ها را انتخاب می‌كردند و برای این منظور آن‌ها با الهام گرفتن از طبیعت زیبا و محیط زندگی خویش، علاوه بر نام گل‌ها و پرندگان، از نام‌‌های تركیبی - با ماه و ستاره و یا طلا و جواهرات- اسامی زیبایی برای دختران می‌ساختند و به کار می‌بردند که البته هم اكنون این اسامی قدیمی كمتر رایج است و نام‌‌های مذهبی و امروزی، كم‌كم جایگزین آن‌ها شده است که این امر خود می‌تواند نشانه‌ی تحول نام‌گذاری کودکان بختیاری نسبت به گذشته باشد.
علاوه بر جشن نام‌گذاری کودکان، مراسم دیگری نیز در گذشته در جامعه‌ی بختیاری رواج داشت که  به مراسم «ناف‌بُری» معروف است كه برگرفته از یك سنت كهن ایلی است که انجام آن به این صورت بود که پس از تولد دختر در یک خانواده، خانواده‌ای دیگر که دارای پسر کوچک بود او را برای پسر‌شان ناف‌بری می‌كرند، به این نیت كه در آینده با هم ازدواج نمایند.
 در واقع این عقد و پیمان کهن، بیشتر برگرفته از شناخت عمیق و اعتماد خانواده‌های بختیاری به یكدیگر در گذشته بوده است كه از این طریق سعی در ایجاد این پیوند مستحكم و حسنه داشتند.
از دیگر جشن‌های مربوط به کودکان می‌توان به جشن «روییدن اول دندان كودك» و تهیه‌ی غذای مخصوص محلی برای او طبق باورهای عامیانه اشاره کرد.  
 علاوه بر موارد یاد شده، از  جمله مراسم دیگر، جشن «ختنه‌سوران» است که در گذشته با شادی و شور و ساز و آواز همراه بوده است و برای پسران کوچک، مانند یک عروسی کوچک بود؛ زیرا در این جشن و شادمانی، خویشان و نزدیكان کودک، بهترین هدیه‌های خود را برای او می‌آوردند.
در فرهنگ مردم بختیاری به زبان‌آموزی کودک نیز توجه ویژه‌ای شده است و به این منظور والدین و بزرگترها برای ارتباط بیشتر گفتاری با کودکان خود، ضمن یاد دادن گویش بختیاری به آنان، جملات زیبا و آهنگین – به صورت تکرار حروف مکرر و نزدیک به هم- به گویش محلی در قالب جملات «گفتار درمانی» ساخته‌اند؛ جملاتی که علاوه بر سرگرمی و نشاط‌آور بودن برای کودکان، برای تقویت گفتار و بالا بردن اعتماد به نفس آن‌ها نیز بسیار مؤثر بوده است و درون‌مایه این جملات برگرفته از محیط و موارد آشنایی بوده است که کودکان بختیاری در زندگی روزمره با آن رو‌به‌رو بوده‌اند.
در ادبیات عامیانه‌ی بختیاری‌ها لطیفه‌های کودکانه، متل‌ها، قصه‌ها و افسانه‌های قومی، چیستان‌ها یا «چِنِه‌چِنِه»ها، ضرب‌المثل‌های مربوط به کودکان، اشعار و ترانه‌های کودکانه نیز وجود دارد.
 شکل و ساختار چیستان‌های بختیاری به صورت کوتاه و ساده‌ نظم و نثر است و هدف از شکل‌گیری و ساخت آن‌‌ها، آزمودن هوش و توانایی ذهنی و حس کنجکاوی کودکان است که البته جواب چیستان‌ها معمولاً کوتاه و بیشتر یک کلمه‌ای است و با محیط طبیعی بختیاری و اشیای رایج و روزمره‌ای که مردم با آن سرکار دارند، ارتباط نزدیک دارد.
با بررسی محتوا و مضامین ضرب‌المثل‌ها می‌توان از نقش و جایگاه کودک در آن بهتر آگاه شویم؛ چرا که در فرهنگ بختیاری توجه و اهمیت به تربیت، اخلاق و آموزش و پرورش کودکان، همواره مورد توجه بوده و هست و در ضرب‌المثل‌های حکیمانه این قوم این امر به خوبی تجلی یافته است.
 با بررسی این ضرب‌المثل‌ها موارد بی‌شماری را می‌توان یافت که مورد خطاب‌شان با کودکان است و هدف از طرح آن‌ها اثرگذاری مثبت بر تربیت و اخلاق کودکان و یادآوری شیوه‌های پسندیده زندگی به آنان در قالب جملات کوتاه و پرمعناست



نویسنده:علی حسین پور



 


موضوعات مرتبط: مقالات
[ 93/07/08 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
دوستان عزیز

دومین دوره مسابقات فوتبال جام اتحاد بابادی در اهواز برگزار میشود

تاریخ قرعه کشی 1393/2/5 در اهواز و با حضور سرپرست های تیمها

و شروع بازیها در تاریخ 1392/2/15 در زمین چمن منطقه کوی رمضان اهواز

از ورزشکارانی که تمایل دارند در این دوره حضور داشته باشند تقاضا میشود که با شماره های زیر تماس حاصل نمایند تا شرایط به ایشان ابلاغ گردد.

09169033669  محسن خسروی

09168047716  بهداد خسروی

[ 93/01/28 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

بچه که بودم ، پدرم همیشه داستانهای دلاوریها و شجاعت مردان و زنان بختیاری را برایم میگفت .

گاهی اوقات آنقدر غرق در زیبایی و عجیب بودن سرگذشتها میشدم که حتی گذر زمان را متوجه نمیشدم و چندین و چند بار تکالیف مدرسه ام را هم انجام ندادم .

بیشتر اوقات خودم را به جای آن افراد میگذاشتم و در خیال خود به جنگ با ظالمان میپرداختم .

حالا اما از آن زمان ، فقط خاطره هایی مانده ، خاطراتی از سرداران و تنها خاطراتی از پدر...

پدرم عاشق ایلش بود ... عاشق مردان و زنانی که همیشه برای ایران و ایرانی افتخار آفرینی کردند ، از قدیم الایام تا نهضت مشروطه و وقایع انقلاب و جنگ تحمیلی و ...

پدرم عاشق صدای به قول خودش مخملین آبهمن علادین هم بود . اوایل متوجه مفهوم اشعار نمیشدم ، اما پدر با آرامشی که همیشه داشت برایم معنی میکرد و این شد که آبهمن علادین او ، شد استاد مسعود بختیاری من .

نمیتوانم بیشتر از این بنویسم چون بغضی گلویم را میفشرد ...

بختیاری همیشه برای ایران و ایرانی




[ 92/12/02 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

هفته گذشته گفتگویی از حجت‌الاسلام یونسی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی در روزنامه جام جم منتشر شد. وی در بخش‌های آغازین گفتگو هنگام برشمردن اقوام ایرانی، لرها را فاقد مناسبات قومی دانسته و اظهار می‌دارند: «نکته مهم اینجاست که اکنون در میان بخش وسیعی از اقوام، مناسبات قومی وجود ندارد، مثل لرها که این مناسبات در میان‌شان مطرح نیست».

در عبارت بعدی آقای یونسی در برابر پرسش خبرنگار به تحلیل «مناسبات قومی» پرداخته و عنوان می‌کند: «منظورم این است که مثلا در میان ترک‌های امروز، دیگر طایفه و سرطایفه و اینها معنا ندارد. این در حالی است که در خوزستان هنوز شیوخ عرب در رفع اختلافات اثرگذار هستند، مانند بلوچ‌ها که اشاره کردید، اما گیلکی‌ها یا آذری‌ها مناسبات جدید را پذیرفته‌اند که لازمه شهرنشینی است. اینها از مناسبات قدیمی اقوام فاصله گرفته‌اند».

در مورد سخنان جناب یونسی نکات قابل تأمل فراوانی وجود دارد از جمله:

۱- در نقل قول دوم، آقای یونسی «مناسبات قومی» را با عباراتی چون «طایفه»،«سرطایفه» و اثرگذاری و نفوذ «شیوخ عرب در رفع اختلافات» شرح داده و تُرک‌ها و گیلک‌ها را دارای «مناسبات جدید لازمه‌ی شهرنشینی» می‌داند. این در حالی است که بخش قابل توجهی از لرها دارای ساختارهایی چون «طایفه» و امثالهم بوده و همچنان بخش اعظم امور سیاسی، اجتماعی، قضائی و ... را از طریق «کدخدامنشی» و «ریش سفیدی» حل و فصل می‌نمایند. در عین حال بسیاری از لرها نیز «مناسبات جدید لازمه‌ی شهرنشینی» را پذیرفته‌اند و در شهرهایی با هویت لری ساکن شده‌اند، لذا از این جهت لرها با سایر اقوام ایرانی چون کرد، ترک، بلوچ، عرب و ... مشترک‌اند. بنابراین به نظر می‌رسد مراد آقای یونسی از«مناسبات قومی» لرها چیزی دیگری باشد!

۲- اگرچه حقیر بر این اعتقادم که تمامی اقوام ایرانی اعم از کرد، ترک، بلوچ، عرب و ... همیشه نگاه‌بانان کیان و تمامیت ارضی ایران و اسلام بوده و خواهند بود و ساحت این اقوام از اقلیت‌ها و گروهک‌های تروریستی و معاند مبراست. اما وجه تمایز لرها با دیگر اقوام نداشتن سابقه‌ی تأسیس چنین گروهک‌هایی است، که اتفاقاً بخش قریب به اتفاق لرها نیز به چنین سابقه‌ای افتخار کرده و همیشه خود را سربازان ایران، اسلام و ولایت می‌دانند. اما نکته‌ی تأسف آور و آزار دهنده این است که به جای اینکه خوش‌نامی و حُسن سابقه‌ی لرها امتیازی برای آنها باشد، در حال تبدیل شده به ابزاری برای نادیده گرفتن آنها در مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران است.

۳- از آقای یونسی که - خود لرتبار و اهل نهاوند می‌باشند - و مسئولیت بزرگی را نیز پذیرفته‌اند، انتظار مُداقه‌ی بیشتری می‌رود، چرا که از فحوای کلام ایشان اینگونه به نظر می‌رسد که لرها به دلیل فقدان «مناسبات قومی» مورد نظر ایشان، دارای حق تأسیس حزب، آموزش زبان مادری و امثالهم نیستند؛ این سخنان در حالی‌ بیان می‌شود که لرها به لحاظ جمعیتی دومین گروه قومی ایران بعد از ترک‌‌ها به شمار می‌روند، و ضمن اعلام آمادگی برای پاسداری و جانفشانی در راه اسلام، ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی، هیچگاه از حقوق و مطالبات‌ بر حقشان در این خصوص کوتاه نخواهند آمد.

۴- از این مصاحبه هویداست که اطلاعات آقای یونسی از قومیت‌های چندان دقیق و مبتنی بر واقعیات نیست، رئیس‌جمهور محترم و آقای یونسی توجه داشته باشند که اگر قرار است اقدامی در حوزه‌ی اقوام صورت پذیرد، ضروری است که در این راستا علاوه بر نظرخواهی از شهروندان و نخبگان، پژوهش و مطالعات بیشتری در مراکز دانشگاهی و پژوهشی ذی صلاح صورت پذیرد.

۵- باید یادآوری نمود که لرها در قرون اخیر بارها نگرش سیاسی-قومیتی خود را به نمایش گذاشته‌اند، تحولات عصر مشروطه، قیام علیمردان خان بختیاری، حضور فعال در انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس، رأی بالا به دکتر محسن رضایی در انتخابات خرداد ۹۲ و ... نمونه‌هایی از رفتارهای سیاسی مردم لر می‌باشد، که به نوعی پتانسیل تأسیس احزاب سیاسی در بین این مردم را بیان می‌دارد. انتخابات اخیر نشان داد که بخش عظیمی از انرژی سیاسی لرها از این به بعد خرج مطالبات قومی-منطقه‌ای آنها خواهد شد، مطالباتی که برنامه‌های آقای محسن رضایی بیشترین همسویی با آنها را داشت.

۶- مردم و فعالین لر بایستی به این نکته توجه داشته باشند که بخش‌ اعظم مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مناطق لرنشین معلول نادیده گرفتن این مردم در عرصه‌های گوناگون است؛ مشکلاتی از قبیل: رتبه‌‌های اول بیکاری، خودکشی، اعتیاد ، فقر مضاعف اقتصادی با وجود منابع عظیم آبی و نفتی، مشکلات زیست‌محیطی، مشکلاتی از قبیل طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های دز و کارون، سدسازی‌های بی‌مطالعه و زیر آب بردن میراث فرهنگی و ...

۷- باید توجه داشت بخش‌هایی از نادیده انگاری مردم لر نیز، حاصل رفتار نخبگان قوم می‌باشد، بخش عمده‌ی فعالین ما با برائت‌جویی از لریت، خود را با نام گویش، ایل، طایفه، شهر و استان خود عرضه می‌دارند، معضلی است که بارها نتایج شوم آن هشدار داده شده است. نتایجی که یکی از آنها به رسمیت نشناختن لر در معادلات سیاسی-قومی ایران است. متاسفانه بخش بزرگی از فعالین و نخبگان لر، با غفلت کامل از مشکلات منطقه‌ای لرها، تمام توان و انرژی‌شان را مصروف برنامه‌های دیگری می‌نمایند! مسائلی چون عضویت و رهبری در گروه‌های سیاسی که هیچگاه تبار و قومیت آنها را ندیده و نخواهند دید، ناسیونالیسم منفی و باستان‌گرایی افراطی و تهوع‌آور و ... ای کاش این دوستان اندکی و فقط اندکی عِرق سرزمینی و قومی داشتند چرا که حب الوطن من الایمان.

۸- ای کاش در این ایام دوستان و فعالین لری که بی‌محابا خود را به امواج دریای بنفش دولت تدبیر و امید سپردند، درباره اظهارات آقای یونسی توضیح بخواهند نه یک لا قبایی مانند حقیر!

۹- و نکته‌ی آخر اینکه وعده‌های دولت تدبیر و امید در ارتباط با اقوام، تحولات اخیر منطقه‌ای و ... حکم می‌کند تا لرها نیز در چنین برهه‌‌‌ی حساسی، نسبت به ثبت و جمع‌آوری زبان و ادبیات، تاریخ، فرهنگ، و مطالبات خود اقدام عاجل به عمل آوردند تا در صورت تحقق وعده‌های دولت یازدهم در خصوص قومیت‌‌های کشور، این بار نیز نادیده انگاشته نشوند.

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات/۱۳) 

مهدی ویس‌کرمی / عضو شورای سردبیری نشریه اینترنتی مردم لر (لور)

منبع: سایت لور

[ 92/09/20 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

با سلام خدمت همه بختیاریهای عزیز

و

یک سلام ویژه به دنبال کنندگان همیشگی مطالب این وبلاگ

باعرض پوزش از همه شما بخاطر اینکه در چند وقت اخیر خیلی کم نگاشته ام و کمتر به خدمتتان رسیده ام

 دلیلش اما ، تدارک در برپایی اولین فستیوال هنری و فرهنگی طایفه بابادی بود .

همانطور که میدانید به همت چندین تن از دوستان عزیز بابادی که در دنیای مجازی فعالیت دارند ، جلسات مختلفی گرفته شد و همه به اتفاق آرا تصمیم گرفتند که اولین فستیوال این طایفه برگزار گردد.

تاریخ دقیق برگزاری این جشنواره هنوز تعیین نشده است و در نشست بعدی این گروه 40 نفری مقرر خواهد شد که در چه تاریخی و در کجا برگزار شود

لازم به ذکر است که 40 نفر از تمام تیره های طایفه بابادی که اکثرا جوان میباشند مسئولیت این جشنواره را بر عهده گرفته اند

از همه شما دوستان عزیز بخصوص بابادی های عزیز تقاضا دارم که با ارتباط قوی خود و با همکاری فراوان( از قبیل فرستادن عکس ، فیلم و ...) ما را در هر چه بهتر برگزار شدن این جشنواره یاری نمایید.

با تشکر

[ 92/08/14 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

باسلام خدمت همه دوستان عزیز

این خبر خوش را بدون هیچگونه مقدمه ای به اطلاعتان میرسانم که با کمک عده ای از دوستان وبلاگ نویس و همچنین فعال فرهنگی طایفه بابادی ، اولین فستیوال هنری این طایفه بزودی زود برگزار خواهد شد . از همه دوستان تقاضا دارم که در صورت امکان با ما همکاری کنند .

با تشکر

[ 92/07/12 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
ایبنانیوز / سرویس اجتماعی / محمد بخشی*
نزدیک به دو سال از تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین توسط شهرداری منطقه یک اهواز می گذرد؛ فرهنگسرایی که قرار بود بخشی از نیازهای فرهنگی شهر یک میلیون نفری اهواز را پوشش دهد، در یک اقدام ابهام برانگیز و شبانه توسط شهرداری اهواز تخریب شد؛ فرهنگسرایی که جزو مصوبات رسمی هیات دولت به خوزستان بود بدون توجیه قابل قبولی تخریب شد و اعتراضهای هنرمندان اهوازی، مردم و مسئولین استان خوزستان به این اقدام شهرداری به حدی شدید بود که هم وزیر ارشاد و هم رییس جمهور توسط مجلس شورای اسلامی تذکر گرفتند. نامه های اعتراضی بسیاری نیز منتشر شد تا حدی که برای آرام کردن اوضاع، یک مسئول وقت شهرداری اهواز در این خصوص بازداشت و بازجویی شد.

پس از مدتی، با پادرمیانی تعدادی از خیرخواهان و وعده ی آقای حجازی استاندار خوزستان مبنی بر بازسازی این فرهنگسرا، اوضاع آرام شد و همه منتظر اقدام جبرانی شهرداری و استانداری ماندند اما بنظر می رسد در حالیکه استاندار دولت احمدی نژاد و شهردار منصوب توسط ایشان با انتخاب رییس جمهور و شورای جدید هر دو به پایان دوره ی ماموریت خود نزدیک می شوند، وعده ی و قول آنها به هنرمندان خوزستانی هنوز محقق نشده است.

درخواست ما این است که همانگونه که عده ای از خیرخواهان با وساطت خود در آن زمان مانع از جریحه دار شدن بیشتر احساسات مردم و سلب اعتماد آنها از استاندار و مسئولین شدند، مقامات و مسئولین استانی نیز به قول خود وفا کنند و تا فرصت باقی است تکلیف فرهنگسرای علاء الدین را مشخص کنند.

زیرا اعتماد مردم به مسئولین و خیرخواهان سرمایه ای است که با هیچ بهایی قابل ارزشیابی نیست و در صورتیکه شهردار و استاندار فعلی در زمان باقی مانده به جذب قلبهای هم استانی های خود اقدام نکنند همانند نقطه ای تاریک در کارنامه شان باقی خواهد ماند.

[ 92/05/11 ] [ ] [ بهدادخسروی ]

آقای بهنام خسروی ، نامزد چهارمین دوره انتخابات شورای شهر مسجدسلیمان

[ 92/03/20 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
نامهای بسیار بزرگی چه در تاریخ ایران و چه در تاریخ جهان بوده اند که کارهای بس بزرگ انجام داده اند ، چه آنهایی که به دیار باقی شتافتند و چه انسانهای شریف و بزرگواری که در بین ما هستند و دوباره و دوباره و بدون هیچ چشمداشتی حاضرند جانشان را برای کشورشان فدا کنند .

البته در تاریخ ایل سرافراز ما نیز بوده و هستند افرادی  که از این دسته اند . افرادی که تمامی وجودشان را صرف حق طلبی و مبارزه با ظلم نمودند . مردان و زنان با غیرتی که دوشادوش یکدیگر و در جهت آبادانی این مرز و بوم قدم برداشته اند .

چه بسیار سردار اسعد ها ، علی مردان خان ها ، محمد تقی خان ها ، سردار مریم ها ، اسد خان ها و رضی خان ها که پا به عرصه ی نبرد با رژیم های ستم شاهی گذاشتند و با خونشان جای جای این خاک اهورایی را رنگین کردند .

تا آنجا که من بیاد می آورم و به یادم سپرده اند همیشه و در همه حال بختیاری ها در هر اقدامی پیشرو بوده اند اما دلیل اینکه چرا در این برهه از تاریخ گم شده ایم و هر شخص نابلدی براحتی به خود اجازه میدهد که به این ایل جلیل القدر توهین کند را نمی فهمم .

جز این به یاد ندارم که همه میگویند سواران بختیاری در پیروزی نادرشاه افشار بر لشگر عظیم هند ، نقش بسزایی داشتند  و آنها بودند که شکست را بر لشگر دشمن و پیروزی را که حتی خود نادر شاه از آن نا امید شده بود ازآن ما ساختند.

چگونه است که اولین شهید مشروطه از ما بختیاری هاست ولی افتخار آن ازآن دیگران شده است . مگر نه اینکه سردار اسعد و سواران بختیاری اولین گروهی بودند که در زمان مشروطه وارد تهران شدند  پس چرا از ما اسمی برده نشد و ملی نشدیم .

آری آری برادران و خواهران عزیز اولین شهید مشروطه آعباس خسروی بابادی بود - خدایش بیامرزد - او برادر ما ست . اما به چه دلیل ما نمی توانیم این واقعیت آشکار را ثبت کنیم شاید به این دلیل است که هر کداممان برای خود یک ساز میزنیم . شاید هنوز به آن اتحاد و یکدلی که باید برسیم ، نرسیده ایم . شاید هنوز در پی مرافعات بسیار ناچیزی هستیم که مایه پسرفت ما شده است .

مگر نه اینکه ما در صف اول جنگ تحمیلی بودیم . مگر نه اینکه جانمان را در طبق اخلاص گذاشتیم و خالصانه و بی ادعا جلوی تمامی استکبار را گرفتیم . مگر نه اینکه فرماندهی سپاه ایران بر عهده ی یکی از ما بود .

آری عزیزان

سردار سرلشگر محسن رضایی میرقاعد فرمانده سپاه ایران اسلامی بود که با درایت رهبری و با حمایت همه ی ایران ، تمامی ابرقدرت ها را زمینگیر کردیم . آری هم تباران باز هم اگر لازم باشد و باز هم اگر رهبر عظیم الشان انقلاب بخواهد ما سینه سپر خواهیم کرد و بدون هیچ چشمداشتی همچون گذشته تا آخرین قطره خونمان از تمامیت ایران اسلامی عزیز دفاع خواهیم کرد .

اما اکنون روی سخنم با آنهایی است که قصد تفرقه انداختن و شایعه پراکنی دارند . دوستان عزیز چه ما بختیاری ها و چه دیگر اقوام با عزت ایران ، همیشه و در همه حال پشتیبان ایران عزیز و در خدمت رهبری خواهیم بود. اکنون که دیگر بار ایران عزیز به ما نیاز دارد و شرکت در انتخابات پیش رو یک وظیفه محسوب میشود پس زمان آن رسیده که همچون ادوار گذشته یکدل و یکصدا همه را با حضور چند ده میلیونی خود مات و مبهوت کنیم .

  چو ایران نباشد تن من مباد       بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

بهداد خسروی

[ 92/03/11 ] [ ] [ بهدادخسروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب